تقدیم به نورچشمانم
خود را تنها و غمگين مي بينم
و در خيابان در جستجوي راهم هستم
چون من يك آواره ام
در سرزمين مادريم
و در دنيا
خود را تنها و غمگين مي بينم
و در خيابان در جستجوي راهم هستم
راه من
راه تابستان
ومن يك خانه به دوشم
كه از اين جهان مي گذرد
سازم در دست
براي برادرانم مي نوازد
راه را....
راه من
راه تابستان
ومن يك خانه به دوشم
كه از اين جهان مي گذرم
من او را خيلي زياد دوست دارم
و براي او مي خوانم. مي خوانم
راه را
راه من
راه تابستان
ومن يك خانه به دوشم
كه از اين جهان مي گذرد..
+ نوشته شده در شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۸۸ ساعت 9:36 AM توسط تنها